السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
564
تفسير الميزان ( فارسي )
چيزى در تقدير دارند « 1 » همين معنا باشد ولى هيچ حاجتى به تقدير گرفتن نيست بلكه جمله ها بدون تقدير هم تمام است و به قول معروف ظرف لغو است ( ظرف - جار و مجرور - كه همان بالنفس و بالعين و غيره باشد اگر متعلق به مقدر باشد اصطلاحا مىگويند ظرفى است مستقر و اگر نباشد مىگويند ظرفى است لغو ) . و اين آيه خالى از اشعار به يك نكته نيست و آن نكته اين است كه اين حكم غير آن حكمى است كه مىخواستند رسول خدا ( ص ) در ماجراى آنان حكم كند و آيات سابق متذكر آن بود براى اينكه سياق آيه مورد بحث با جمله : * ( « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ . . . » ) * تجديد شده و سياق نوى گشته و حكم مذكور در تورات فعلى كه ان شاء اللَّه تعالى نقل آن به زودى در بحث روايتى مىآيد موجود است . * ( « فَمَنْ تَصَدَّقَ بِه فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَه . . . » ) * يعنى كسى كه از اولياى قصاص مثلا ولى مقتول و يا خود مجنى عليه كه چشمش و يا عضو ديگرش را از دست داده و يا جراحتى بر داشته از جرم جنايتكار بگذرد و او را ببخشد و از قصاص كه حق او است صرفنظر كند اين چشمپوشى كفاره گناهان او و يا كفاره جرم و جنايت جانى مىشود . و از زمينه گفتار آيه بر مىآيد كه چيزى در تقدير آن هست و تقدير كلام چنين است « فان تصدق به من له القصاص فهو كفارة له » يعنى « اگر صاحب حق قصاص تصدق كند و صرف نظر نمايد همين عمل كفاره اوست » و ان لم يتصدق فليحكم صاحب الحكم بما انزل اللَّه و من لم يحكم بما انزل اللَّه فاولئك هم الظالمون - يعنى و اگر صاحب حق قصاص ، از قصاص صرف نظر نكرد صاحب حكم - قاضى - بايد طبق آن دستورى كه خدا در قصاص نازل كرده حكم كند و آن حاكم و قاضى كه طبق ما انزل اللَّه حكم نكند از ستمكاران است . با اين بيان دو نكته روشن مىشود اول اينكه حرف « واو » در جمله : * ( « وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ » ) * حرف عطف است و جمله را عطف مىكند بر جمله « من تصدق » نه اينكه حرف استينافى باشد هم چنان كه حرف « فاء » در جمله * ( « فَمَنْ تَصَدَّقَ » ) * فاء تفريع است كه مفصل مطلب را بر مجمل آن تفريع مىكند نظير آيه قصاص كه مىفرمايد : « فَمَنْ عُفِيَ لَه مِنْ أَخِيه شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَداءٌ إِلَيْه بِإِحْسانٍ » « 2 » .
--> ( 1 ) تفسير المنار ج 6 ص 400 . ( 2 ) پس كسى كه بدهكار ديه است ، طلبكار چيزى از ديه را به وى ببخشد او نيز خوبى وى را تلافى نموده بقيه ديه را با خوبى و خوشى بپردازد . « سوره بقره ، آيه 178 » .